حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
102
تاريخ قم ( فارسي )
ضيعتهايى كه از ديگر شهرها با حوز قم گرفته بودند با خراج قم اضافت كرد و اين ذراع رشيديه كه ياد كرديم آن ذراع است كه بعاصميّه معروفست ، عبد الله بن كوشيد عامل اصفهان آن را با برادر خود عاصم بن كوشيد بقم فرستاد پيش از آنك قم را كوره و شهر گردانيده بودند تا قم را مساحت كند و به پيمايد اهل قم او را بكشتند و گويند كه او را از براى آن بقم فرستاده بود تا بقاياى سالهاى گذشته كه آن را موانيد ميخوانند و رشيد بدان عمّال را مطالبت مينمود تا استيفاى آن نمايد و بستاند پس اهل قم فرمان نبردند و او را بكشتند و نيز گفتهاند كه اين ذراع رشيديه كه حمزه بقم آورد غير ذراع عاصميّه است اين جداست و آن تنها ، مساحت دوّم مساحت عامر بن عمران بن عبد الله اشعريست ، رشيد او را در آخر سنهء اثنين و تسعين و مائه [ 1 ] والى قم گردانيد چون عامر بن عمران از پيش رشيد با قم معاودت نمود ابتدا بمساحت قم كرد و اين مساحت باتمام نرسانيد سبب آنك درين ميانه در سنه ثلث و تسعين [ 2 ] وفات يافت . مساحت سوّم مساحت على بن عيسى طلحيست ، معتصم در ايّام خلافت مامون على بن عيسى را در سنهء اثنى عشر و مائتين [ 3 ] عامل قم گردانيد و ميان او و ميان بنى عمّ او از آل سعد تباعدى و دورى بود على بن عيسى قم را به پيمود و هفتصد هزار درهم بر مال اصلى او كه در آن وقت بر آن اعتماد كرده بودند زيادت كرد پس اهل قم بسبب عمل و فعل و رفع اوامر او را نافرمانى ميكردند تا او را معزول كردند . مساحت چهارم مساحت اليسع بن حمزه اشعريست و سبب آن بود كه اليسع چون از بنى اعمام خود مستوحش بود قصد سرّ من راى كرد در روزگار خلافت معتصم و از وصيف تركى امير امرا درخواست كرد و ضمان نامه داد كه قم را مساحت كند و به پيمايد بر سبيل سويّت و عدالت و مال آن بسيارى زيادت آرد چنانچ هيچكس تظلَّم ننمايد و شكايت نكند وصيف تركى درين سخن او را اجابت نمود و او را با محمد بن هاشم بادغيسى امير قم بقم فرستاد و روانه گردانيد در سنهء خمس و عشرين و مائتين [ 4 ] پس چون اليسع بقم آمد اهل قم را دلخوشى و استمالت داد و بمعاونت و شفقت و تخفيف
--> [ 1 ] 192 هجرى ، [ 2 ] مقصود سال 193 است ، [ 3 ] 212 هجرى ، [ 4 ] 225 هجرى ،